اینجا خبری نیست.........
اینجا خبری نیست وقتی از تو خبری نمیرسد .
قاصدکها همه در برف زمستان سال مانده اند ،
درست عین تقویم سیاه من و سرنوشت بی عاقبتم .
به خدا تمام شدم ، تمامش کن .
عکسهایت هم تمام پر از لکه های گریه است .
عکست با من هم دردی می کند با چهره ام ،
درست عین قاب عکس ، بیهوده زنده ام ،
چهره ام پر از چین های تنهاییست و من عجیب می ترسم
از اینکه کسی را که فراموش نکرده ام فراموشم کرده باشد
+ نوشته شده در دوشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۰ ساعت 13:3 توسط مارال
|
سلام